پس از باران تیر ماه

آبشاربلندوزیبای کیاسه

  باسلام و سپاس از شما که اوقات گرانبهای خود را صرف بررسی این وبلاگ می کنید

این وبلاگ معرفی روستای   کیاسه   وایجاد پلی از گذشته به حال است

 

کیاسه رو به دشت گیلان . شهریور ۹۲

 

مرز مه گرفتگی کیاسه اغلب ثابت است .

اشکور : پرجنب و جوش ترین دره شمال بعدازسفیدرود ، دره ای طولانی و فندق خیز  است  که رود اصلی آن یعنی پلو رود حدود 70 کیلومتر طول دارد و از رحیم آ باد رودسر شروع می شود و به مرز قزوین و طالقان خاتمه می یابد سرچشمه پلورود ، کوههای سیالان ، دوهزار ، سه هزار ، بزابن ، سماموس ، درفک و خرم دشت است ازمیان این کوهها فقط درفک متعلق به گیلان است  . کیاسه یکی از روستاهای اشکور است که در همسایگی قزوین ، املش و رودبار  قرار دارد . 

 مطالب نوشته شده صرفا معرفی کوتاه روستای عزیزم.  کیاسه ، از زوایای گوناگون وبا نظر شخصی نویسنده است   . گاهی گذری هم به  اشکور ، خواهم داشت .

بهار اشکور 

                                                           کیاسه

 روستایی قدیمی ، بهشت فندق ، روستای جنگلهای خالص ممرز وراش ، روستای  استادان آهنگر  و تولیدکننده عمده باروت  در شرق گیلان ، روستایی باتنوع انسانی ، وحدت مثال زدنی مردم درکارهای عمومی 

برای معرفی کامل روستای کیاسه لطفالینک زیر رابازکنید

http://eshkvar-kiaseh.blogfa.com/8909.aspx

یا به آرشیو  آذر1389  مراجعه فرمایید

 

+ نوشته شده در  ۸۹/۱۰/۰۳ساعت 22:24  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 

حالا که انتخابات وارد فاز تازه ای از مبارزه برای تصاحب کرسی نمایندگی شهرستانهای رودسر واملش شده است باید به راهکار تازه ای برای مدیریت درست دست یافت.سئوال اینست

1-عرصه انتخابات رودسر واملش چگونه شکل گرفته است ؟

بنظر میرسد که انتخابات رودسردوقطبی خواهد بود:

قطب اول : جریان سنت گراها که از دو طیف شکل گرفته است. طیف اصولگرای پایداری با محوریت عباسی وطیف اصولگرای سنتی با محوریت رهبری املشی می باشد.

قطب دوم : جریان نوگرای تحولخواه عملگرا  که به نوعی آن را میتوان اصولگرای اصلاح طلب نامید.

شنیده ها حاکی ازاین است که اصلاح طلبان رودسر واملش آقای اسماعیلی لیمارا برای  خودشان مناسب دانسته وازهواداران خودخواسته اند تا ازنامبرده حمایت کنند.

اما آنچه که حائز اهمیت است حضورمهره سنگین وزن این دوره ازانتخابات یعنی آقای محمدحسین میرزاآقائی می باشد.

 

باتوجه به حضوردراز مدت محمدحسین میرزاآقائی دربدنه دولت وداشتن پست های کلیدی دروزارت امورخارجه وهمچنین همراهی همه جانبه باآقای دکترظریف وهیئت همراه دربحث انرژی هسته ای که مایه مباهات وفخر هموطنان ما هست ونیزحمایت بی چون وچرای میرزاآقائی از دولت تدبیروامید بهترین گزینه برای انتخاب می باشد.

زیرا مردم شهرستانهای رودسر واملش نیاز به نماینده ای دارند که با افکار نوین تحولخواهی واعتدالگرائی توأم با عقلانیت سیاسی واجتماعی که درعین حال دارای سوابق عملی درصحنه های سیاسی داخل وخارج حضورمستمرداشته باشد.

طبیعی است که حضور  فردی مانند محمدحسین میرزاآقائی درمجلس میتواند منتج به نتیجه های قابل تأمل درتصویب لوایح وقونینی گردد که حاصلش برون رفت از پاره ای مشکلات گریبانگیرمردم ، مانند اشتغال جوانان میگردد.

 

 نقل از سایت وربن

+ نوشته شده در  ۹۴/۱۱/۲۰ساعت 10:4  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 

سلام به هموطنان اشکوری وکیاسه ای خودم انتخابات نزدیکه . اسفند . تاحال هیچ ییلاقی کاندید مجلس نشده بود فقط قبل از انقلاب شادروان صدرایی اشکوری کیاسه ای کاندید مجلس بود اما برای بندرانزلی . ولی امسال یک نفربه نام آقای محمد حسین میرزا آقایی کاندید مجلس شده ایشون متولد 45  اهل کیکاووس نزدیک همین شوئیل خودمان است ابتدایی و راهنمایی رو  شوئیل خونده و دبیرستان رادر اشکلیک رحیم آباد . دررشته روابط بین الملل فوق لیسانس گرفته و شاغل دروزارت خارجه است. ایشان دیپلمات ایران درواتیکان بوده و درحال حاضررئیس دیپلماسی عمومی حوزه اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه و در چند کمیسیون در نهاد های مختلف، نظیر کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی عضویت داشته است . مدرس دانشگاه و مولف چندکتاب درحوزه سیاست خارجی و ادیان است .    

مهم این است که اگر نماینده مجلس شد چه تاثیری روی مادارد و اصلا آیا تاثیرخواهدداشت ؟ قبلی ها که نماینده شدند و این همه به آنها رای دادیم و تبلیغ کردیم من که کاری ندیدم  فقط سال 69 که زلزله زد بادستپاچگی برایمان جاده ای زدند البته از هرمسیری که زمینش نرم تر بود و تا الان هیچ تغییری ندادند و دیگر اینکه پارسال از چاکرود تا بینکی نزدیک پینوند آسفالت شد البته چون پای روستاهای املش درمیان بود انجام گردید اما متاسفانه نیمه کاره رها شد . اتفاقا آمارها حکایت ازاین دارد که هرکه نماینده شد برای مردم خودشان خیلی کارکرد روستاهای املش و اطراف رودسر اصلا قابل قیاس با روستاهای اشکورنیست اگر کوچه ای دررودسریااملش دست انداز داشته باشد از رادیوتلویزیون رشت گرفته تا مسئولین برایش ناله ها می کنندو زارزارمی گریند امااصلا کسی از رنج و عذابی که مردم ما می کشند یادی نمی کند من قبول ندارم که بچه بایدگریه کند تابه اوشیربدهند بلکه مادروظیفه شناس به بچه اش سرموقع شیرمی دهد تاگریه اش درنیاید من نمی گویم میرزاآقایی فرشته  یا پروفسور است نه . بلکه می گویم امسال فرصت خوبی پیش آمده وکسی کاندیدشده  که سالی چندین بار به روستایش کیکاووس سرمیزند و مردم ما براحتی به اودسترسی خواهند داشت اگر بااوکاری داشته باشیم تحویلمان می گیرد او مثل ما هیزم جمع کرده برگ چیده گل گاوزبان چیده فندق دارفلاکن داده سرجور و سرجیر را خوب بلد است راه برود و خلاصه عین مابوده حال اگر هم رای نیاورد همچنان فردی شناخته شده باقی خواهد ماند و مدافع حقوق ما . کاری ندارم چه کسانی کاندید خواهند شد و بین شا ن چه خواهد گذشت و اخبارانتخابات چه خواهد شد کاندیداهای دیگرچه می گویند من رفاه اشکوریها و کیاسه ایها را فقط باکمک همولایتیم  می خواهم  . کنکاشی که کردم امسال دیگر آن سالها نیست او از انجام کارهایی که برای اشکوراهمیت دارد توانایی خوبی دارند قطعا آقای میرزا آقایی به کیاسه هم خواهد آمد . مردی کاملا بی ریاست و با اوخیلی راحت باشیم نیاز نیست برایش گوسفند سربزنیم ایشان به یک استکان چای هم قانع هستند حال ما چه  خواهیم خواست  ؟ اگرخواستیم اورا ببینیم تا کیکاووس نزدیک است 

زیاد توقع بالایی نخواهیم داشت : احداث جاده از طیولا تا کیاسه و لسبو ، آسفالت جاده پینوند تا کیاسه ،  پی گیری آسفالت اشکورتاالموت و آسفالت جاده چاکرود به کمنی و رازمیان و البته بقیه مشکلات ما با جاده آسفالت حل خواهد شد . حالا شانسی هست که بعد از 37 سال به اشکوروکیاسه روکرده وباید فرصت را غنیمت بدانیم   . یادمان باشد

بااحترام به دیگرکاندیداها که بایدبه ماحق بدهند تا ازکسی حمایت کنیم که همولایتی ماست 

+ نوشته شده در  ۹۴/۱۱/۲۰ساعت 9:15  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 

کیاسه درفعالیتهای ورزشی دست بالا رادارد در2 سال اخیرکه جام محلات اشکوردرقزوین برگزارمی شود کیاسه برای دومین سال پیاپی ازبین 12 تیم اشکوری به مقام قهرمانی رسید  

برای دستیابی به جزئیات خبرلینک زیرراباز کنید 

http://hosseinpanjalizadeh.blogfa.com/post/18

مناسبت خوبی است تا از اسطوره فوتبال کیاسه دردهه 60 یادکنیم . عزت الله آقاجان زاده کیاسه کاپیتان تیم منتخب جوانان استان زنجان ( قزوین بخشی اززنجان بوده ) عضو تیم صنعت نفت قزوین حاضر در جام حذفی کشور ( آن موقع فقط جام حذفی داشتیم و صنعت نفت قزوین نماینده استان زنجان بود ) . ودرسال 1361 به تیم ملی جوانان ایران دعوت شد 

 

+ نوشته شده در  ۹۴/۱۱/۱۹ساعت 11:27  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 

انارتله یعنی صخره های به رنگ انار . بخشی از آن متعلق به پینوند و بخش دیگرآن متعلق به کیاسه است این منطقه خاک قرمزپررنگی هم دارد که آن رابرای رنگ کردن دیوار استفاده می کنند ( رجه گل ) 

+ نوشته شده در  ۹۴/۱۱/۱۹ساعت 10:0  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 
اینجا نرسیده به چاکرولات ( رودخانه چاکرود ) دیواری روی یک بافت زمین شناسی زیبا از سنگهای رسوبی چین دار بنا شده که درعکس ، انسان یک لحظه به یاددیوارچین می افتد 

+ نوشته شده در  ۹۴/۱۱/۱۹ساعت 9:20  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 
این راه ها به اندازه عمر سکونت انسان دراشکور قدمت دارد 

هفت یتیم کش نزدیک ریاب

سی پردی واداری بون ( نزدیک قهوه خانه قدیم سی پرد)

 

قبل از پل سی پرد

سربالاییهای سی پرد به طرف مریم چشمه 

صخره های سی پرد این مسیر سخت ترین مسیرگیلان بود 

جیرتوله به جورتوله

این عکس از سلم سو ( منطقه پوشیده ازسروهای معطر) گرفته شده و حدود 20 درصدمسیرپیاده رورانشان می دهد

  

+ نوشته شده در  ۹۴/۱۱/۱۷ساعت 13:19  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 

عباس باقی پور فرزندابراهیم عمو مرد بسیارخونگرم ومهربان و دوست داشتنی وبسیارشیرین سخن ومهمان نوازاست  .  اگر از کودکی امکانات دوو میدانی در حد همین گیلان راهم داشت الان رکورددار دوی سرعت ورشته های دیگر آن درالمپیک  بودمن مدتی پیش با او ملاقات کردم و قضیه مسابقه با سگها را از او پرسیدم برایم مفصلا توضیح داد   روزی در مرتع بزرگ مازگه عباس درچاکانکش به کولامی رسید که در آن سرگالش ولی خان و سرگالش بخشعلی و سرگالش ابوالحسن حضور داشتند  آنها چند سگ قوی ودونده  داشتند چوپان شروع به تعریف از سگهایش کرد عباس گفت اینها که سگ نیستند ایها چقچولند ( ولگرد )   من 5 متر از اینها فاصله می گیرم تو به من کیش کیش بده و من500 مترآنطرف تر درخت هربو یاگلابی وحشی را دور می زنم به همین جا بر می گردم چقچول هایت به من نمی رسند .چوپان ابتدا او را از این کار بسیار خطر ناک برحذر داشت اما نصیحتهای چوپان کارگر نیفتاد و این امر اجرا شد 6  سگ یک کیلو متر عباس را دواندند اماعباس سالم به نزد چوپان برگشت و یک گوسفند را به عنوان جایزه  طبق قراردادبرد اما پس داد . عباس می گوید 90 کیلوگندم را کولباره از سوته چال روی کولش گرفته یه چوم ( استراحت )چورسر ،  یه چوم روخونه  و چوم بعدی به کیاسه رسید عباس می گوید 15 ریسه علف را ازمازگه کول می کرد با 2 چوم به کیاسه می برد .  سال 50 من 10 ساله بودم صبح زود منده چینی رفتیم به همراه سلطان ، شهربانو دختررضا ، عباس ، علی عموزاده ، خواهرم کبرا ، حفضه دخترراضیه ، کبرادخترعقیل ، ارسلان ، محمدسیاه ، رمضان جعفری و جمعی دیگرحدودبیش از   20 نفر  دربالای بجارمرز بعدازچشمه لوران  وقتی به توار( دیواره برفی ) رسیدیم کسی نتوانست از توار عبورکند همه دورزدند اما عباس چندنفراز ماهارا کول گرفت و مثل قهرمانان اسکی از توار عبورداد درگردنه بزدوش هم همین کارراکرد خلاصه عباس را می توان قدرتمندترین وچابک ترین انسان کیاسه درقرن اخیرنامید اما حیف از این همه استعداد . اما سیگارش   .من شاهد بودم سال 67 من در جمعی باعباس درکنار خواهر زاده اش محمد باقری نشسته بودیم  وپشت سر هم سیگار می کشید محمد گفت دایی ترک کن گفت به جان تو ترک کردم فقط روزی 3 بسته اشنوی ویژه  می کشم گفت مگر قبلا چقدر می کشیدی ؟ گفت 5 بسته اشنو. که البته درهمین 3 سال اخیر ازترس جانش ترک کرد

خانه ابراهیم عمو زرینه رجه بوده است خودم به خانه اش رفته ام زمانی که پدرومادرش درقیدحیات بود مادرعباس فوق العاده تمیز و باسلیقه بود مادرعباس خواهر شیرعلی حسین است . خانه عزیز پایینتر از آن ( ملک بختیار ) و خانه رستم پایین تر . چرا؟ برای اینکه هرسه ملک متعلق به پدراین سه نفر یعنی کبل باقی بود . بدانید که کبل باقی از طریق مادری پسرعموی دورماست به همین خاطر عباس مرا پسرعموخطاب می کند 

عکس شامل زرینه رجه و ابراهیم عمو مازی داران ، چاکون کش ، تلای سر ، بلدبری زیمی ، کندسر ، یوسف خانه مقر ، هربوبن و ارچال می باشد 

+ نوشته شده در  ۹۴/۱۱/۰۴ساعت 22:13  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 

 میرزاباسوت مخصوصش گوسفندان رابه روستاواردمیکرد مامنتظرورودسگهایش بودیم تا باسگ مشدی عقیل بجنگد که خواه ناخواه غروب ، دلخوشی ما سک جنگ بود و باید می جنگیدند . شیخ علی اکبرشعبانی کت روی دوش و کلاه نمدی قرمز روی بام جلویی خیلی خمیده قدم می زد راضیه باصدای رسایش تعارفات گرمی بلد بود  . مشدی قربان اغلب باپتک آهنیش غروب ازسرباغ برمی گشت .غلامحسین باکلاه قجریش خمیده روی بام مشدی مسلم می نشست ابتدا چپقش را می کشید بعدقرآن می خواند . شیرعلی حسین در لات می گشت و دائما سیاره هایش (سنگچین)راتعمیرمی کرد درحالیکه حاج خانم درآسیاب بامشتریانش مخصوصاایرمحله ایهاسرگرم بوددرآسیاب قیل و قالی بودغوره و توج و خرماهلو وسبزی ترشی حرف اول رامی زد زربانوباکوله باری از گندم ازمازگه به طرف آسیاب می رفت مشدی نعمت درجلوی خانه کودیسین به رهگذران می گفت برادربفرمایید چایی خرتلی شده است . مشدی مسلم باقاطرش از مازگا می آمد درسرراه بامن برمی خورد و اندکی از پرونده هایش صحبت می کرد و درآخر می گفت حالی شد ؟ صغرا صدای گوره اش ( آواز ) رودخانه  رادرمی نوردید بابیشترمردم مزاح می کرد . احمدخان همیشه صدایش درآغفوری کوچه می پیچید . اسدالله وقتی به من برمی خورد حرف زیادی داشت اما بسیار  شیرین سخن بود یدالله و مادرش مرضیه هم بسیارشیرین سخن بودند من حاضربودم صبح تاشب به سخنان شیرین شان گوش بدهم  .عبدالله به هرمجلسی که واردمی شد مورداحترام فراوانی بود و معمولااختیارمجلس دست اوبود و حرفهایش حول معاملات می چرخید قاسم دوآبی وسط مسجدمی نشست و حرفهایش را محکم می زد جمال سیگاربدست شبی چندین خانه رابایدسرمی کشید اگر تمامی آخرین اخباررامی خواستی باید به نزدسلمان می رفتی محمدعلی روی درخت اسبی ای میرفت  تا اینکه دستش را به آخرین شاخه یکساله برساند رعناچهره مظلوم وساده ای داشت و بسیارمهربان بود باباعلی اغلب درصفه زور ریخته بطرف باغ لات می برد سرگالش گداعلی باداس بلندش و یک کیسه کوچک از بونان می آمد حالا مگرمی شد به اوحرف زد ؟ مشدی ابوالحسن باکلاه نمدی قرمز و کت و شلوارآجریش در کوچه های کیاسه قدم می زد اوکدخدای قدرتمندی بود ومحکم حرف می زد برخلاف ظاهرش بسیار مهربان بود

آیا میدانید درکنارهمین راه و سیاره روبرو ثقل دکان کبل ابراهیم و غلامحسین بود؟

 

شنیده بودم عزیز باقری کدخدای باسوادی بود و به سرچشمه مهاجرت کرده بود من آرزوی دیدنش راداشتم تااینکه آمد خانه احمد باقری رفتم به خدمتش . بعد از احوال پرسی و تحویل گرفتن به من گفت عموجان چراموهایت اینقدر بلند است بنشین تا اصلاح کنم یادم میاد ماشینش بدجوری گاز می گرفت اما واقعا شخصیتش گیرایی داشت. موسی آقایی را بیشتردرمسجد می دیدیم والبته اولین مسجد داخل محل رامی ساخت و برساخت آن نظارت می کرد خوب یادم است حرف های خیلی منطقی می زد وقتی می دید مردم حالی شان نیست درآخرحرفهایش می گفت هلی هیسه ای بیسواد . گلصفا خانه مسکونی اش را برای ساخت مسجد اهداکرده بود و پسرش سلیم باکارگران زیادی خانه جدیدمی ساخت یکی ازکارگرهایش باباعلی بوداو ماراکه بچه بودیم داخل ذمه ( حامل گل ) می گذاشت و راه می برد  گلصفا این شیرزن قدرتمند باقدی بلند و خمیده وصدایی رسا دومی نداشت و کدخدامنش بود .ملا ابراهیم تسبیح بدست ازکوچه عبورمی کرد بامتانت و آرام حرف می زد . علی اعظم هرعروب اذان خاص خودش رامی زد  عاشور هم هرروز یک بارهیزم ازلشکوم به کیاسه می آورد و غروب باصدای رسا و دلنشین اذان می گفت . رحیم سحر ماه رمضان صدامی زد آی ورسین سحر هاااااااای . مشدی حنیفه همه اش دادو قال داشت من بااوشوخی  می کردم ومی گفت بزنم تو گوشت ؟ می گفتم جرات داری بیا کوچه ما البته غالبا بانرگس درگیربود . مام اسماعیل هم همیشه دلش بالکاکش بود عیسی قاسمی یادم میاد جلوی مدرسه به همراه عروسش آرام آرام  بطرف باغش می رفت و آرام و شمرده سخن می گفت و گلی خانم هم بسیار مهربانی بلد بود عزیزیعقوبی بیشتر درباغش دیده می شد هرگاه مارا می دید یک جمله سنگین و آموزنده می گفت و درآخرهم می گفت بعلی . جلوی دکان سیدمهدی همیشه شلوغ بود و اصلا بازاری بودخنده های سیدمهدی هرلحظه به گوش می رسید  حاج سید مرتضی درمسجد حاضر میشد و از مسائل عمرانی حرف می زد بسیارجذ به داشت درپایان حرفش می گفت بلی عمو . یوسف یعقوبی را باکلاه فرنگی می دیدیم اغلب روی بامش باروت درحال خشک شدن داشت و خانمش حمیده خانم رااینگونه یادم میادکه ازدره سنگ روی سرش می گذاشت و درکنارخانه اش خالی می کرد و بایکی همسایگانش بگو مگو داشت ازوسط محل هم همیشه صدای دنگ کارگاه باروت سازی یعقوب به گوش می رسید مشدی فاطمه هرغروب بچه هایش رسول و ناصر و حجت را وادارمیکرد تاباصدای بلند قرآن بخوانند زیرخانه عقیل استادهانی همراه احمدباقری و علی مرادی پینوندی و ابوالحسن مشغول آهنگری بودند من و علیرضا که بچه بودیم گاهی با دم دم به کوره اجدادمان که تا آن موقع روشن بود می دمیدیم . باچشمم پایان بیش از 150 سال تسلط استادان آهنگررادریک صبح غمناک ودلگیردیدم . دم دم آهنگری را سواربرقاطرکرده بودند و از جلوی آقاچشمه به شوئیل بردند هنوزکه به یادم می آید دلگیرمی شوم این اتفاق پایان امپراتوری استادان آهنگررااعلام می کرد وآخرین آهنگر هم دراطاقور به کارش ادامه داد و پایان غمگینی داشت . صدای پاچال ( کارگاه چادشب بافی ) ازتمام کوچه ها به گوش می رسید مرضیه ، مشدی زهرا ، راضیه ، و...درفتیل نسی و چورسرو پیلاچوری تاک خردادماه و تیرماه صدای یویو بگوش میرسید دریویوازهرچیزی که دوست داشتند یادمی شد . غروبها درمیرزاکوچه و امه کوچه اوشکولاماربازی بود کاظم ، مشدی عمران ، حسین اکبری ، علی جان و ... اوشکولاماربازهای قهاری بودند کوجی که می رفتم مشدی باقر و احمدعلی را باقیافه سالخوردگی با کت پشمی و کلاه نمدی و عبدالله علی با قدی کشیده و کلاه قاجاری  می دیدم

.......درمسجد ، شیخ مسیح روضه می خواند اوسیگارهما را به سه قسمت میکرد و یک قسمت را هنگام ورود به مسجد و یکی قبل ازمنبروآخری را بعدازفرودازمنبرمی کشید و بعد سواراسبش می شد و به روستایی دیگرمی رفت اودریک شب 7 محله روضه میخواند هنگام مصیبت زنان زارزارمی گریستند و درآخر هم صدای دلگیری مشدی فاطمه به گوش می رسید سیدمهدی ، فیض الله ، کاظم ، علی جان ، اغلب مرصیه خوانهای ما بودند عزیزیعقوبی ستون وسط مسجد ( فیلپا ) را قرق کرده بود کسی جرات نداشت جای او بنشیند . جای سیدمرتضی ، موسی آقایی ، علی اعظم و مشدی نعمت درراستای منبربود عزیز وسیدمرتضی و علی اعظم و نعمت کلاه قاجاری برسرداشتند مشدی عقیل با اسدالله برسر مسئله نهر چانه می زدند صدای رحیم و مشدی قربان از همه رساتربود سلمان ومصیب درنزدیکی بخاری درجانب غربی مسجد می نشستند پرتاب خرماتشک معمول بود این اتفاق درسمت غربی مسجد که نورکمتری داشت اتفاق می افتاد  اما دراین بین صدای علی خان و مشدی رضا درمی آمد عاشورکه مسئول چای بود پیروان زیادی داشت که برگرداوجمع بودند مامی مردیم به ما چای نمی داد قانون بود بچه ها باید یکی چای بخورند بزرگترها دو تا . اکثرسیگاریها در این نقطه جمع بودند آرامش مسجدهم ازهمین نقطه بهم می خورد اما برای بزرگان محل همیشه زیرسیگاری برنجی بود سیگارها اغلب هما یا اشنو ویژه بودند درکیاسه اغلب بیش از محلات دیگردرگیری وجودداشته که این اتفاق گاهی درمیانه روضه هم درکوچه اتفاق می افتاد من بارها شاهداین اتفاق بودم . اما وحدتی که کیاسه ایها باوجوداختلاف فراوان درکارهای عمومی دارند مثال زدنیست  ....................

دروشی سره  

+ نوشته شده در  ۹۴/۱۰/۳۰ساعت 9:24  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 

 بزرگان  زیادی درکیاسه تاثیرگذارو خاطره انگیز و نام آوربودند  اگرنام ببرم ممکن است حق دیگران فراموش شود اما عظیم اززمانی که پابه عرصه وجودگذاشت  بابروبچه های مردم کیاسه جوشید و تا الان لحظه ای از آنها غافل نبوده است تنهاکسی است که درتمامی شادیها و غمهای مردم دربیش از نیم قرن حضورفعال داشته ، هرگز دعوایی یا سخن زشتی از اوسرنزد درحالی که مدرسه نرفت سواد مدرسه ای ندارد اما فهم و سواد و بینش فوق العاده ای دارد خیلی بیش از نیم قرن درتمام عروسیها و مراسمات مختلف کارگردان قابلی بوده است هرکه با اومعاشرت کرده شاد رفته است عظیم دردهه 70 زندگی پرافتخارش همچنان عید به تمام خانه ها سرمی زند و جالب است که فقط تخم مرغ عیدی می گیرد ( حفظ سنت قدیمی ما ) پیشنهادات و تصمیمات منطقی و سرنوشت سازش درجلسات بزرگان محل بسیارتاثیرگذاربوده است همیشه ورودش در اختلافات محل تاثیربسزایی در حل آن داشته است انسانی شوخ طبع که مخصوصا دربرخورد بامسلم جعفری  خیلی دیدنی است به همین خاطر این عکس را گذاشتم   اگر می خواهید گفتگوی دوجانبه شوخی جذاب را ببینی باید درخدمت این دوبزرگوار( عظیم و مسلم ) باشی

این گونه انسانها جاودان می مانند (بامردم بود و هست . افتخاری بزرگ . مردم کیاسه چنین شخصیت هایی را فراموش نخواهند کرد )

از آقای منصورآقاجانی فرهنگی عزیز ممنونم به خاطرارسال این عکس فوق العاده  . عظیم هم اکنون مدیریت شعبه نفت کیاسه را به عهده دارد . آرزوی توفیق وسلامتی برای هردو

شعبه نفت کیاسه : عظیم همچنان یکی از بزرگترین خدمات را درکیاسه انجام می دهد

+ نوشته شده در  ۹۴/۰۹/۲۹ساعت 11:9  توسط محمد آ قاجان زاده کیاسه | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ , معرفی روستای کیاسه یکی از روستاهای معتبر اشکور(رودسر گیلان ) به عنوان روستای استادان بزرگ آهنگر ، تنها تولیدکننده سابق باروت ، جنگلهای خالص ممرز ، تولید کننده فندق ، مساحت زیاد ، تنوع طبیعی وتنوع قومی به هر علاقمند به جغرافیا ومردم شناسی ایران است .وگاها به اشکور ، آبادترین دره شمال ایران ( ازنظر حجم باغ ها و جمعیت روستایی و تنوع طبیعی ) می پردازد . نویسنده تمام نقاط کیاسه و اطراف راازلسبوگرفته تا فیروزکوه ، از ناکاخانی تا للاسکوه زیرپاگذاشته و همه مشغله های کیاسه را تجربه کرده است . نظر شخصی را بکارمی برد ومنتظر نظرات ارزشمند همه عزیزانی است که وقت گرانبهای خودراصرف خواندن وبلاگ می کنند .

پیوندهای روزانه
live chess
هوای انزلی
ap
wikipedia
ircf
chess
chessbomb
سلامت
modarres
achmaz
fide
هوای کیاسه
آموزش وپرورش رحیم آباد
آموزش وپرورش انزلی
prochess
blogfa
yahoo
google
مرکز تقویم
هوای رشت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن ۱۳۹۴
دی ۱۳۹۴
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
آرشيو
پیوندها
صمدآباد(بابایی)
ایرمحله(عیسی زاده)
ویشکی (باقری)
دشتک ( غلامی )
روستاهای ایران
برمکوه(رمضانعلی امیری)
وربن سورتله(اسدا..سلیمی)
گیل ودیلم(فرهنگ)
اینی(خانعلی زاده )
گیلان استان زیبا(سعید)
گورج (صادقی)
پینوند ( مرادی)
سورتله ( احمدی)
ریسن (محمدجوادفتح الهی)
هراران بم(دریجانی)
استان غرب مازندران(تنکابنی)
باغدشت الموت (رجبی)
قلعه الموت (الموتی)
کیاسه روستای شهید پرور(رضا)
عقاب اشکورلامشکن(عباس زاده)
اشکورنوین(علی یعقوبی)
صدای جوانان اشکور(شمسی)
خانه سرک(بهزادمرادی)
لامشکن(آرنگ اشکوری)
دیماجانکش(کریمی)
برارودخورگام(مجتبی حسین پور)
آزارکی(هادی قاءمی )
شبهای اشکور(مصطفی )
گیلان بهشت زمین (شریفی )
خبرگزاری اشکورات(جعفری)
جلیسه (افتخاری)
طیولا (مهدی هشیوار )
چمتوکش (هم محلی )
بالا طیولا (هم ولایتی)
ملا محله (خلیلی)
بورچاله (روح الله حسین نیا )
پینوند(اسماعیل پور)
دیار من لامشکن (عباس زاده)
سماموس (قاسمی جیردهی )
خبرگزاری اشکوریها
جیرکل (فرهادکاظمی جیرکلی)
علوم تجربی ( الهام علیپور )
علوم تجربی (مجیدتریوه شوئیلی)
ولنی(جابر)
پلام(امیرعلی)
ناودره(فاطیما)
سورچان(خرم الحسینی)
نخودتپه کردستان(حامد)
سماموس کوه ( نیلویی )
محمدحسین میرزاآقایی
اشکورمرکزی ( دهستان شوئیل )
خرسندکلایه(علیزاده)
پنجه علیزاد (فوتبال کیاسه)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM